هر چقدر کسب و کار بزرگتر باشد، شکست آن سنگین‌تر است

125


برخی از شرکت‌ها آنقدر خوش‌شانس هستند که از طریق تغییر بودجه دوباره روی وجوه تمایز سرمایه‌گذاری می‌کنند اما اکثر آنها باید تیم‌های جدیدی را تشکیل دهند و با منابع موجود از آنها پشتیبانی کنند.
این پدیده عجیبی است اما شرکت‌های فناوری موفق در سرمایه‌گذاری روی تمایزهای خود هیچ مهارتی ندارند. با این حال، موفقیت برخی از شرکت‌های مشهور فناوری نتیجۀ سرمایه‌گذاری مستمر آنها روی وجه تمایزشان است. برای مثال، شرکت اپل را در نظر بگیرید. هر کاری که اپل انجام می‌دهد، پیشگامانه است و این امر تصادفی نیست. هر کدام یک سرمایه‌گذاری مستقیم است. هدف اصلی این شرکت ارائه پیشرفته‌ترین فناوری‌ها و دستگاه به مشتریان است. این تمرکز موجب شده است که اپل از سایر رقبای خود همواره پیشی بگیرد و مشتریان او نیز وفادار بمانند.

با این حال، اکثریت شرکت‌ها از مهارت پیشرفته اپل برخوردار نیستند و در عوض به مرور زمان نیاز دارند. هر شرکت با یک وجه تمایز کار خود را شروع می‌کند. با این حال، نبوغ و هیجان هزینه محبوبیت و بهره‌وری است که موجب عرضه محصولات اصلی و پیشرو می‌شود. سازمان‌های بزرگ به رقبا امکان می‌دهند از موفقیت‌های آنها تقلید کنند.

از کارت زرد دوری کنید

اگر یک روش فوق العاده و دقیق برای پشتیبانی از وجه تمایز وجود داشت، دیگر نیازی به این گفتگوها نبود و همه شرکت‌ها موفق می‌شدند. اما یک کسب و کار باید از منطقه کارت زرد خود را دور نگاه دارد. در حال حاضر، بسیاری از شرکت‌ها برای اینکه در بازی باقی بمانند از خط جریمه عبور می‌کنند اما بیرون رانده نمی‌شوند. اگر یک قدم دیگر بردارند کارت قرمز را دریافت خواهند کرد و حذف می‌شوند. برای جلوگیری از این امر، شرکت‌ها باید اقداماتی انجام دهند که به شرح زیر است.

شناسایی وجوه تمایز
این اولین قدم است. برای جدول‌بندی نکات تمایز و بررسی آنچه فراتر از علاقه‌مندی شما درباره شرکت است، باید یک سیستم نمره‌دهی بی‌طرف ایجاد کنید. باید یک سیستم نمره‌دهی بی‌طرف ایجاد کنید که بسیاری از ابعاد و منابع داده یک کسب و کار را در نظر می‌گیرد.
تجزیه و تحلیل عمیق تمام اجزای کسب و کار مشخص می‌کند که تصمیم‌گیرندگان درباره شرکت‌ها چه فکر می‌کنند و نقاط تمایز را به رسمیت می‌شناسند. به طور ایده‌آل، شرکت‌ها باید سه یا چهار مورد از بهترین وجوه تمایز خود را نشان دهند.

تمرکز روی کار
با داشتن هدف و تیم مناسب، مرحله بعد آن است که شروع به کار کنید. در طول این مرحله باید نسبت به آنچه به دست خواهید آورد و مدت زمانی که طول می‌کشد تا به هدف خود برسید، واقع‌بین باشید.
ممکن است در ابتدا این کار دشوار به نظر برسد، اما اگر می‌خواهید یک استارت‌آپ موفق داشته باشید بهتر است به این نکات توجه کنید. دو سال دیگر وقتی کار خود را راه‌اندازی کردید، احتمال موفقیت شما بالا خواهد رفت. با این حال، زمانی از کسب و کار خود رضایت خواهید داشت که کار را آرام پیش برید.

اینجا است که می‌توان گفت پیدا کردن یک تیم مناسب اهمیت بسیاری دارد. وقتی شما از افراد می‌خواهید خود را بالا بکشند و سطح کار خود را بالا برند، اشتیاق زیربنای همه چیز خواهد بود. وقتی افراد تیم شما به کارشان علاقه داشته باشند، این امر محقق خواهد شد.
اداره یک کسب و کار هرگز کار متواضعی نیست و شرکت‌ها نباید به هیچ قیمتی خود را زیر بدهی‌های فنی دفن کنند. تغییرات در سرمایه‌گذاری روی وجوه تمایز مناسب می‌تواند در نگاه اول بسیار دشوار باشد، اما اگر به مرور زمان این کار را انجام دهید، کارتان سخت‌تر هم می‌شود.